۱۳۸۹ خرداد ۲۳, یکشنبه

آموخته های زندگی چارلی چاپلین

آموخته ام که با پول می شود خانه خرید و لی آشیانه را نه ، رختخواب خرید و خواب را نه ، ساعت را خرید ولی زمان را نه ، می توان مقام خرید ولی احترام را نه ف می توان کتاب خرید ولی دانش را نه ، دارو خرید ولی سلامتی را نه ، خانه خرید ولی زندگی را نه ، وبالاخره می توان قلب خرید ولی عشق را نه...
آموخته ام.... که تنها کسی که مرا شاد می کند کسی است که به من می گوید ، تو مرا شاد کردی.........
آموخته ام.... که مهربان بودن بسیار مهمتر از دوست بودن است .....
آموخته ام.... که هرگز نباید به هدیه ای از طرف کودکی نه گفت.....
آموخته ام....که همیشه برای کسی که به هیچ عنوان قادر به کمک کردنش نیستیم "دعا" کنم....
آموخته ام.... که مهم نیست زندگی تا چه حد از شما انتظار جدی بودن را دارد ، اما همه ما احتیاج به دوستی داریم که وی دور از جدی بودن باشیم ....
آموخته ام.... که گاهی تمام چیزهایی که یک نفر می خواهد فقط دستی است برای گرفتن دست او ، و قلبی است برای فهمیدن وی
آموخته ام.... که راه رفتن کنار پدرم در یک شب تابستانی در کودکی ، شگفت انگیزترین چیز در بزرگسالی است ...
آموخته ام.... که زندگی مثل یک دستمال لوله ای است که هر چه به انتهایش نزدیکتر می شویم سریعتر حرکت می کند....
آموخته ام.... که پول شخصیت نمی خرد....
آموخته ام.... که تنها اتفاقات کوچک روزانه است که زندگی را تماشایی می کند ....
آموخته ام.... که چشم پوشی از حقایق آنها را تغییر نمی دهد .....
آموخته ام.... که این عشق است که زخمها را شفا می دهد نه زمان
آموخته ام.... که وقتی با کسی روبرو می شویم انتظار لبخندی جدی از سوی ما را دارد .....
آموخته ام.... که هیچ کس از نظر ما کامل نیست تا زمانی که عاشق بشویم ...
آموخته ام.... که زندگی دشوار است اما من از او سخت ترم ...
آموخته ام.... که فرصت ها هیچگاه از بین نمی رود بلکه شخص دیگری فرصت های از دست داده ما را تصاحب خواهد کرد...
آموخته ام.... که آرزویم این است که قبل از مرگ پدرم یکبار به او بیشتر بگویم دوست دارم ....
آموخته ام.... که لبخند ارزان ترین راهی است که می شود با آن نگاه را وسعت داد ...

چارلی چاپلین

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر